
xa0 روی یک تخته سنگ بزرگ و سیاه ، هیبت یک جنگجو در یک زره براق دیده می شد. با یک تکه سنگ روی لبه شمشیر بزرگ و زیبایش می کشید . وسط ال سی دی بزرگ روی دیوار پذیرایی چهره این زن جنگجو را تماشا می کردم که در یک سکوت بی انتها خودش را مانند یک گلادیاتور تنها برای جنگی بی پایان آماده می کرد. باور کردنی نیست ولی این روزها از هر زمانی زنان ما به این زن جنگجو شبیه ترند. نه منظورم زنان و دختران کارمند نیست که ...
ادامه مطلب
کش مویم را از روی میز بر می دارم و دستم را می برم زیر مقنعه و موهایم را محکم پشت سرم دم اسبی می بندم .دستم را روی لبه میز می گذارم و با یک فشار با صندلی سر می خورم عقب . از فاصله نیم متری سرم را نود درجه به چپ خم می کنم . بالاخره با خطوط تکراری عمودی کوتولگی طرحم گرفته شده. انگشت اشاره و شصتم را به هم می چسبانم و به قول معروف یک بیگ لایک به خودم می دهم . دو سه تا از پسرها جمع شده اند بالای سر تبلت...
ادامه مطلب