تابستان خود را در ایتالیا چطور گذراندید؟ یا میوه ممنوعه چه مزه ای است؟

خرید بک لینک

The theatrical release poster for Call Me by Your Name, showing two main characters, Oliver and Elio, leaning on each other's shoulders with the film's tagline above.

در سفر پیدایش در فصل ۳ بند ۲۲ آمده است: "همانا انسان مثل یکی از ما شده است، که عارف نیک و بد گردیده. اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورَد، و تا به ابد زنده ماند."

نشسته ام به تماشای فیلم "مرا به نام خود صدا بزن" به کارگردانی لوکا گوادانینو یا بهتر بگویم درختان،آب، سنگ. یعنی سه عنصر اصلی خرده جهانی کوچک به قول اسطوره شناس و دین پژوه معروف میرچا الیاده. البته این عناصر مانند روند کند و کشدار یک تابستان ملال آور که جز منتظر ماندن برای تمام شدنش کاری از دست آدم بر نمی آید به مرور اما دقیق و با جزییات وارد قاب تصویر می شوند.

دانشجویی جوان با بازی آرمی همر از شهری مدرن در غرب جهان داستان پای به دنیایی کمابیش رویایی می گذارد. خانواده یک باستان شناس یهودی، فرانسوی -آمریکایی در خانه ای روستایی در میان باغی از درختان پر میوه و در کنار رودخانه ها و هر چه از اطعمه و اشربه پاک و مفرح ذات که به فکر بشر برسد، قرار است شش هفته با پروفسور و همسرش با بازی مایکل استلبرگ و آمیرا کاسار و پسر هفده ساله شان هم خانه شود و روی مقاله ای کار کند.

اولین کد موضوع اصلی فیلم بر سر میز صبحانه داده می شود. میهمان در خوردن تخم مرغ ولع نشان می دهد. میزبان تعارف می کند که یکی دیگر میل کنید و مرد جوان می گوید:"من خودم را می شناسم اگر دومی را بخورم سومی را می خورم و بعد چهارمیش و بعد کله پا می شوم" و در همین لحظه گردنبندی که نماد یهودی بودن میهمان است در نقطه طلایی چهارچوب تصویر برق می زند.

ارتباط بین پسر هفده ساله و میهمان جذابشان که بیشتر شبیه کن دوست پسر باربی است تا یک دانشجوی شبیه حرفهایش اهل مداقه و دانشمند، پر از غلیان، اوج می گیرد، فرو می نشیند تا بالاخره در صحنه ای که خرده جهان مثالی الیاده تکمیل است یعنی آب و درختان و صخره ها، دست دوستی می دهند و صلح می کنند.

بالاخره بین دو شخصیت اصلی داستان در حالی که همدیگر را با پا پس می زنند و با دست پیش می کشند دور یک میدان تاریخی گفتگویی کوتاه و بی هیچ اشاره مستقیمی به موضوع فیلم یعنی گناه آغاز می شود و دوباره در پایان این مکالمه، دوربین همراه نگاه الیو هفده ساله بالا می رود و صلیب بالای سقف کلیسا برای چند لحظه شبیه ستاره ای دنبال دار وارد قصه می شود و الیور و الیو پشت به آن کرده و خود را به دنیای مخفی وکوچک الیو می رسانند. الیور که قصد دارد عاقل، محترم و مودب باشد و به قول خودش آسیبی به پسری که نصف سن او را هم ندارد نرساند، اجازه نمی دهد آن گناه ناگفته شکل بگیرد. اما پس از گذر از اولین بوسه یا به قول الیور خوردن دومین تخم مرغ، رفتار الیور، خیال الیو را راحت می کند که این تخم مرغ های اضافی هیچ ضرری ندارد و گناهی شکل نگرفته است. در پایان اولین شب وصال، الیور جمله مهمی می گوید:"نمی خوام افسوس هیچ چیزی رو بخوری،.. نمی خوام هیچ کدوممون به این خاطر تقاص پس بدیم" و این جمله ها در حالی گفته می شود که الیو به تبعیت الیور و در تضاد خواست مادرش گردنبند ستاره داوود را به گردن دارد و با خودش به این نتیجه رسیده که در سایه مذهب هم مجوز این رابطه را دارد و دقیقا پس از این صحنه درختی پر از میوه در تصویر ظاهر می شود و دستی شبیه دست حضرت آدم که به سمت میوه سرخ و رسیده هوس می آید و آنرا می چیند و به قول آن جمله سفر پیدایش، دولت عشق می آید و دولت الیو و الیور پاینده و ابدی می شود. تکرار صلیب و ستاره داوود نشاندهنده بازدارنده های مذهبی موجود در ذهن کاراکترهای داستان است و به زیبایی تعصبات خشک مذهبی در برابر خواسته های غریزی انسان را به نمایش می گذارد.

تا اینجا داستان عاشقانه ای ممنوعه از جنس دو فیلم قبلی از سه گانه گوادانینو را می بینیم، مثل عشق میان زنی اشرافی با مردی جوان که همسن پسرش است(I am love) یا رابطه ای میان یک سوپر استار متاهل با معشوق پیشینش (A Bigger Splash)که به حقیقت بی مثال به تصویر کشیده شده است. اما از اینجای داستان به بعد فیلم به ورطه ای بسیار فانتزی سقوط می کند. پدر و مادری که با وجود اطلاعشان از روابط نامتعارف پسر نوجوانشان با مردی جوان و با اعتقادات متعصبانه ای که در لفاف برگزاری مناسک و اعیاد مذهبی در خانه شان رایج است، برنامه مسافرت ماه عسل مانندی برایش فراهم می کنند و بعد در پایان، جدایی این دو دلداده را با او به سوگ می نشینند و او را دلداری می دهند که چه خوب رابطه ای بود و ما حسرت چنین رابطه پاک و زیبایی را می خوردیم.

حقیقت این است که وجود پدری مذهبی با این چنین دیالوگ فرزانه واری که فیلم با آن پایان می یابد چنان دور از ذهن است که حق بدهید آن را تا سطح وصله ناجور و پیام اخلاقی انتهای یک تیزر تبلیغاتی پایین بیاورم. مثل آنکه کسی پشت تریبون برود و بگوید دوستان، عزیزان، سروران بیایید به هم جنس گرا ها به چشم دیگری نگاه کنیم. همجنس گرایی گناه نیست.

در پایان از انصاف نگذریم دیالوگهای فیلم که احتمالا از کتاب آندره آسیمان به همین نام وام گرفته شده است در نگفتن ها و رساندن پیام بسیار موفق بوده اند و موسیقی کلاسیک و صدای طبیعت وحشی که چون رانه هایی قوی همه خمودگی فیلم را گرفته و هیجان و جانی دوباره به صحنه های ایستایش می دهد بی هیچ نقصی جانمایی شده اند. همچنین بازی تیموتی شلمی در نقش الیو آنچنان درخشان است که در کنار عناصری چون دیالوگها و موسیقی و تصویر "مرا با نام خودت صدا بزن" را شایسته ستایش همگان کرده است.

#زهره_عواطفی حافظ

https://en.wikipedia.org/wiki/Call_Me_by_Your_Name_(film)

ریاضیات - هفته نامه کرگدن - شماره 63- مهر 96...

ما را در سایت ریاضیات - هفته نامه کرگدن - شماره 63- مهر 96 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:11

صفحه بندی